سیاه و قرمز

واقعیت عزیز،شما که پالتوی بلند میپوشی و سیبل پرپشتی داری و کلاه شاپویت انقدر پایین است که چشمهایت خوب دیده نمیشود،من هر روز در فنجانی که شما داده ای چای مینوشم.فنجان فنجان که نه،همان که دادی و گفتی همین است که هست،همان چند قطعه شیشه شکسته که باید در کف دست نگه دارم تا شبیه فنجان شود و با تمام شدن چای دستهایم بریده و قرمز شده اند.بله من هر روز در فنجان همین است که هست چای مینوشم.چای با ته مزه خون.

/ 3 نظر / 49 بازدید
باربی پرستش

[نگران] یه چیزی تو مایه‌های اون آب قندی که توی دندونپزشکی میدن به آدم؟ آب قند خون!