آخیش

امروز 2مهر هست.نفسای حبس شده رو آزاد کنید.امسال هم اول مهر به خیر گذشت و کابوس مدرسه از بیخ گوشمان گذشت.

/ 6 نظر / 22 بازدید
مامان نیکان

ولی من همیشه عاشق مدرسه بودم. نفر اول قبل از اینکه در مدرسه باز بشه پشت در بودم. حتی روزهای آخر سال که دیگه تک و توک بچه ها میومدن باز هم من میرفتم مدرسه. اما راستشو بخوای الان از دانشگاه فراریم!!! حالا دیگه بزرگ شدم عقلم میرسه اون موقع ها بچه بودم![خنده] ولی مهگل خداییش تو از بچگی هم عاقل بودی![لبخند]

مامان نیکان

راستی بگم که اینجا رو از وبلاگ آفرو پیدا کردم. خوش اومدم مگه نه؟ [چشمک]

دوس دختر ای کیو سان

من روز اول کلاس اولمو نرفتم.بابام مهمون شیرازی داشت میخواستن برن صفا سیتی گفتند میری مدرسه یا با ما میای؟ گفتم با شما میام ببین من پایه ام واسه دو در کردن از اول قوی بوده [قهقهه]

مرضیه

پس چرا من مدرسه رو دوست داشتم؟ دانشگاه رو هم دوست داشتم. اولین اول مهری که شروع سال تحصیلی نبود برام، بلکه روز آخرین امتحان کارشناسی بود، خیلی دلم گرفته بود.

آفرودیت

کابوس اول مهر تا آخر عمرم ادامه داره [خرخون]

کیمیا

چرا نمیای بنویسی